اطلاعاتی در باره شهر بلداجی

              
کشور Flag of Iran.svg ایران
استان چهارمحال و بختیاری
شهرستان بروجن
بخش بخش بلداجی
مردم
جمعیت 15،۷۴۰ نفر
زبان‌ گفتاری ترکی و فارسی و بختیاری
جغرافیای طبیعی
ارتفاع از سطح دریا ۲۲۴۲ متر
آب‌وهوا
میانگین بارش سالانه 500

                                         به نام خدا                                              

بلداجی به عنوان مرکز بخش بلداجی، در 25 کیلومتری شهر بروجن (مرکز شهرستان بروجن) در استان چهار محال و بختیاری واقع شده است. شهر بلداجی در دشتی به همین نام واقع شده و این دشت از شمال به کوه­های یرآفتاب و ارجنه و از جنوب به کوه­های کلار محدود می­شود. ارتفاع متوسط این دشت از سطح دریا، 2200 متر می­باشد و ارتفاع شهر بلداجی 2240 متر از سطح دریا می­باشد.

از نظر موقعیت ریاضی، شهر بلداجی در عرض جغرافیایی 32 درجه و 40 دقیقه شمالی و در طول جغرافیایی 51 درجه و 3 دقیقه شرقی قرار دارد.

                                                     گذشته تاریخی

از گذشته تاریخی شهر بلداجی اطلاعات دقیقی در دست نیست. در متون تاریخی مربوط به منطقه       چهار محال و بختیاری، کمتر نامی از این محل برده شده است. بنا بر گفته سردار اسعد بختیاری در سال 1323 هجری قمری در محل کنونی شهر بلداجی قریه­ای به نام «بوجی» قرار داشته که این واژه کم کم به «بلداجی» تغییر نام یاقته است.

بر اساس گفته افراد مسن شهر، بلداجی ابتدا از دو قسمت تشکیل می­شده که هیچ کدام از این دو در مکان کنونی شهر قرار داشته­ اند، یکی «بلداجی پایین یا صفی آباد» بوده و در شرق تپه بزیال (این تپه در غرب شهر بلداجی قرار دارد) بنا شده بود و دیگری «بلداجی بالا» بوده که در شرق کوه حمزه علی (این کوه در جنوب غربی شهر بلداجی قرار دارد) قرار گرفته بود. بنیان­گذار این دو دهکده به ترتیب «ابوالحاجی» و «خلیل آقا» بود­اند که اولین بار با  عده­ای از خویشاوندان خود به صورت قافله­ای به این سرزمین آمده و بنای این دو دهکده را گذاشته­اند. می­گویند زمان بنیان­گذاری این دو دهکده، دوره فرمانروایی بهرام گور بوده است که او در نزدیکی کوه گندمان (در نزدیکی شهر گندمان) دارای قصر بزرگ و بازاری به نام «چهار بازار» بوده است. در ابتدا این دو دهکده تکامل چندانی پیدا نمی­کنند تا بالاخره در زمان حمله مغولان ده بالا یعنی بلداجی بالا به کلی ویران می­شود و اثری از آن باقی نمی­ماند. وجه مشابهت میان اولین ساکنان بلداجی (صفیان) به نام روستای اولیه (صفی آباد) و تیره­ای از ترکان قشقایی (صفی خان)، نشان می­دهد که اولین ساکنان شهر همان ترکان بولوردی بوده­اند. اینکه چرا و چه زمانی ترکان بولوردی این منطقه را ترک کرده­اند، مشخص نیست. اما به طور قطع می­توان گفت هسته اولیه بلداجی ۲۵۰سال بیش شکل گرفته است

آيا می دانيد بهترين گز ساخت کجاست؟ حتما می گوييد

گز بلداجی اصفهان. ‌‌‌اشتباهی که خيلی از افراد می کنند و گز بلداجی را ساخت اصفهان می دانند.

بلداجی يکی از شهرهای استان چهار محال و بختیاری می باشد .گز ساخت اين شهر به دليل کيفيت مواد اوليه مشهورترين گز ايران شده است. گز انگبینی بهترین نوع گز می یاشد. شما را به خوردن آن توصیه می کنم. علاوه بر گز این شهر در ساخت نبات و پولکی و سوهان نیز دستی دارد.

                                         بلداجی از گونه ای دیگر

شهر بُلْداجی یکی از شهرهای شهرستان بروجن، استان چهارمحال و بختیاری و مرکز بخش بلداجی است. بُلداجی با جمعیت ۱5،۷۴۰ نفر در فاصله ٢۵ کیلومتری جنوب غربی شهرستان بروجن و ٦۵ کیلومتری شهرکرد (مرکز استان) قرار گرفته است که از شرق به روستای آقبلاغ و از غرب به امامزاده حمزه بن علی و از شمال و جنوب به رشته کوههای این منطقه محدود می گردد.
در کنار این شهر تالاب بین‌المللی چغاخور قراردارد و امامزاده حمزه علی که است در کنار این شهر پذیرای هزاران زائر از سراسر کشور است.

مردم بلداجی به زبان فارسی و ترکی و بختیاری تکلم می‌کنند، ترکان بلداجی اصالتاً از بازماندگان طایفه بولوردی صفی‌خان قشقایی هستند که در دهه‌های گذشته از خرابه‌های صفی‌آباد به بختیاری کوچ نموده‌اند. در نزدیکی این شهر شهرکی نیز به نام شهرک گلخانه‌ای بلداجی بنیاد شده.گروهی از بختیاریها نیز به این شهر کوچ کرده و در کنار ترکان قشقای به زندگی شهر نشینی پرداخته اند یکی از مهمترین طوایف بختیاری ساکن در بلداجی اورک میباشد .  

از سوغاتی‌های مهم شهر بلداجی می‌توان گز و پولکی و نبات را نام برد. از جاهای دیدنی این شهر امامزاده حمزه علی علیه السلام (از نوادگان امام سجادعلیه السلام) و تالاب چغاخور می‌باشد 

 بر پایه کاوشهای باستان شناسی اخیر، سابقه سکونت مردم در این محل بیش از سه هزار سال میرسد. شهر بلداجي در كنار يكي از زيباترين امامزادگان آرميده برقله كوه، واقع شده است، امامزاده " حمزه علي " بلداجي در ارتفاعي مشرف به كوه كلار و سبزكوه مامن و زيارتگاه خيل مشتاقان است.در حواشي اين شهر نيز تالاب‌هاي بزرگ و بين‌المللي چغاخور و سولقان اين زيبايان خفته، در معرض ديد همه رهگذاران         قرار گرفته‌اند.

شهرت جهانی بلداجی


شهرت اين شهر شيرين به خاطر محصول " گز " است ، كه مخلوطي از " انگبين" و سفيده تخم مرغ و مغز پسته است. هم‌اكنون توليد گز در شهر بلداجي به عنوان سوغات چهارمحال وبختياري شهرت دارد

خدایا کفرنمی‌گویم،

پریشانم،

چه می‌خواهی‌ تو از جانم؟!

مرا بی ‌آنکه خود خواهم اسیر زندگی ‌کردی.

خداوندا!

اگر روزی ‌ز عرش خود به زیر آیی

لباس فقر پوشی

غرورت را برای ‌تکه نانی

‌به زیر پای‌ نامردان بیاندازی‌

و شب آهسته و خسته

تهی‌ دست و زبان بسته

به سوی ‌خانه باز آیی

زمین و آسمان را کفر می‌گویی

نمی‌گویی؟!

خداوندا!

اگر در روز گرما خیز تابستان

تنت بر سایه‌ی ‌دیوار بگشایی

لبت بر کاسه‌ی‌ مسی‌ قیر اندود بگذاری

و قدری آن طرف‌تر

عمارت‌های ‌مرمرین بینی‌

و اعصابت برای‌ سکه‌ای‌ این‌سو و آن‌سو در روان باشد

زمین و آسمان را کفر می‌گویی

نمی‌گویی؟!

خداوندا!

اگر روزی‌ بشر گردی‌

ز حال بندگانت با خبر گردی‌

پشیمان می‌شوی‌ از قصه خلقت، از این بودن، از این بدعت.

خداوندا تو مسئولی.

خداوندا تو می‌دانی‌ که انسان بودن و ماندن

در این دنیا چه دشوار است،                

چه رنجی ‌می‌کشد آنکس که انسان است ازسرشاراست… 
                                                                                                    

 

تا سحر ای شمع بر بالین من                    امشب از بهر خدا بیدار باش
سایه غم ناگهان بر دل نشست                 رحم کن امشب مرا غمخوار باش
 
کام امیدم به خون آغشته شد                  تیرهای غم چنان بر دل نشست
کاندرین دریای مست زندگی                     کشتی امید من بر گل نشست

آه ! ای یاران به فریادم رسید                    ورنه مرگ امشب به فریادم رسد
ترسم آن شیرین تر از جانم ز راه                چون به دام مرگ افتادم رسد

گریه و فریاد بس کن شمع من                  بر دل ریشم نمک دیگر مپاش
قصه بی تابی دل پیش من                      بیش از این دیگر مگو خاموش باش

جز توام ای مونس شب های تار                 در جهان دیگر مرا یاری نماند
زانهمه یاران به جز دیدار مرگ                    با کسی امید دیداری نماند

همدم من مونس من شمع من                   جز توام در این جهان غمخوار کو
واندرین صحرای وحشت زای مرگ                وای بر من وای بر من یار کو ؟

اندرین زندان من امشب شمع من               دست خواهم شستن از این زندگی
تا که فردا همچو شیران بشکنند                 ملتــم زنجیــر هـای بنـدگی

استاد مجید والی

اسامی همراهان کونگ فو توا بلداجی

۱حسینعلی مردانی۲ علی رفیعی ۳  اکبر رفیعی ۴علی صفیان ۵ عیسی رحمانی۶ هادی طهماسبی۷صابر بارانی۸حمید صفیان ۹ سعادت الله کرمیان۱۰سعید کرمیان ۱۱صادق کرمیان۱۲مسلم بلداجی ۱۳میثم بلداجی۱۴بهزاد کرمی۱۵ میلاد سلطانی۱۶ مجید طهماسبی ۱۷محمد مردانی ۱۸حمیدرضا مردانی ۱۹محمد حسین صفیان۲۰علی سلیمانی21دانیال مردانی